رمان های ایرانی،خارجی،مدرن،کلاسیک،اجتماعی،عاشقانه،ترسناک،جنائی،طنز
با عرض سلام و خوش آمد خدمت همه بازدید کنندگان محترم.
پس از چندین ماه تلاش و برنامه ریزی وبسایت بیا تو رمان طراحی شده و شروع به کار کرده است.
هدف این سایت ایجاد محیط دوستانه و صمیمی برای رمان دوستان و  همچنین
حمایت از رمان نویسان عزیز
میباشد که این خدمات هم به صورت مالی و هم به صورت مزایای دیگر ارائه میشود.
در عکس زیر بخشی از امکانات سایت ذکر شده است.
با عضویت در وبسایت تخصصی بیا تو رمان از این امکانات به صورت رایگان استفاده کنید

http://bia2roman.com/uploads/imagepost/Facilities.jpg

 http://www.bia2roman.com

لینک ورود به بیا تو رمان

اینم پست چهارم 

بابا نظر یادتون نره 

برید ادامه


موضوعات مرتبط: رمان نگاهت از جنس عشق بود یا انتقام؟ Ghazal91

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1392/06/05 | 8:1 | نويسنده : داش علــی |
تاريخ : سه شنبه 1392/06/05 | 7:55 | نويسنده : داش علــی |
اینم پست دوم لفطن نظر یادتون نره....


موضوعات مرتبط: رمان نگاهت از جنس عشق بود یا انتقام؟ Ghazal91

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1392/06/05 | 7:54 | نويسنده : داش علــی |
خلاصه:تو رفتی چه ساده چه ازاد چه راحت چه اسوده همانند نامت ازاد ولی نمیدانستی باران هرکجا که باشی میبارد هرکجا و من میدانم که برمیگردی آن وقت است که من انتقامم را میگیرم ان وقت است که رعدو برق میزند
ژانر:عشق زیاد ولی نه درحدی که دلو بزنه
کل کل ولج بازی میشه گفت زیاد ولی نه بچه گانه
خیانت کم خیلی خیلی کم 
انتقام تا اونجایی که لازمه
طنز کم
غم وغصه داره ولی سعی میکنم اذیتتون نکنه
معمایی داره ولی سعی میکنم درحدی نشه که اعصابتونو بهم بزنه
پایانش هم خوب تموم میشه همون طور که دوست دارید قول میدم چون از پایانای تلخ خوشم نمیاد
مقدمه هم از دوسته خوبم مهدیه
امروز در دلم غوغاست چیز تازه ا ی یافتم
بازهم عکسش را دیدم دل به چشمانش باختم
چشمانش پراز غم بود پراز اندوه این دنیا
رنگ نگاهش ناامیدی بود پراز سختی این دنیا
دلیلش را نفهمیدم صدای آهش رانشنیدم
دلیل نفهمیدم این است چون دردش را نچشیدم
***
هنوز هم به یاد می آورم آن نگاه شیرین را
هنوزهم در خاطرم هست آن صدای خوش آهنگین را
من از دوری تو می سوزم نمی خواهم این دوری را
تاکی،به چه مدت نبینم این نگاه آتشین را
دگرصبرم به تنگ آمد نمیخواهم این رویای امکان ناپذیررا
***
کاش می شنیدی حرفهای دلم را
کاش میفهمیدی دلیل زخم دلم را
کاش می دیدی که کسی هم هست کنارت
که وقتی بگریی،میگرید
هروقت بخندی می خندد
هروقت بمیری ،می میرد
ندیدی،توهیچ کدام را ندیدی
توحتی من راهم ندیدی
چشمانت را بستی وبه حرفهایم خندیدی
تواین عشق بی کناه را هم ندیدی
حال بدان من چه کار میکردم:
باهر نگاه پرغرورت آب می شدم 
همچوبرفی در زمستان ذوب می شدم
اگر نگاهت پراز غم بود
غم مهمان دل من هم بود
پس چرا چشمانت را بسته ای
پس چرا دل بی کسم را شکسته ای
دگر چه گویم ازغم دلم
بهتراست بمیرم به خاطر دلم
***
تلاش هایم بی فایده است نگاه هایم بی نتیجه است
بودن بااو مثل یک رویاست رویایی که فقط رویاست
نمیدانم این چه سرنوشتیست که هرگز نمیرسم به تو
ولی این را خوب میدانم دردلم فقط تویی وتو
جلد رمان هم که کار خودمه تو امضام هستش

نویسنده : غزل91 کاربر نود هشتیا

منبع : نود هشتیا


موضوعات مرتبط: رمان نگاهت از جنس عشق بود یا انتقام؟ Ghazal91

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1392/06/05 | 7:49 | نويسنده : داش علــی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.